شيخ ذبيح الله محلاتى

164

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

سلامتى از شر او هرساله در اينجا مبلغى به او مىدهيم و ليكن اين‌قدر توانيم كردن كه چون او بيايد تو به بهانهء كارى بيرون برو و ما او را چند ساعتى مشغول مىنمائيم و شما تا مىتوانى از راه غير متعارف در رفتن شتاب كن شايد خود را به جائى برسانى يا او ترا پيدا نكند پس چنين كردند سيد به بهانهء كارى از منزل بيرون آمد و با كمال خوف و وحشت فرار كرد و در كنار دريا جنگل بسيارى بود كه فقط يك‌راه باريك مشتبه داشت به طرف آبادى كه طريق منحصر به همان راه بود و به غير اهالى آنجا كسى آن راه را نمىشناسد و اگر كسى فىالجمله از آن راه منحرف بشود نجات از آن و از درندگانش خيلى مشگل است . سيد از بىراهه در ميان جنگل تا غروب آفتاب با شتاب راه مىرفت آنگاه درخت عظيمى بنظرش آمد كه در جنگل از آن قبيل درخت بسيار است كه چند نفر مىتواند خود را در ميان شاخهاى او پنهان بنمايد پس سيد از ترس جانوران بر آن درخت بالا رفت و در ميان شاخها جا گرفت . آن مرد دزد چندانكه انتظار كشيد ديد سيد نيامد گفت اين رفيق ما كجا رفت او را گفتند اين سيد جايى را بلد نيست كه برود محتمل است بتماشاى گوسفندان رفته باشد اندكى صبر كرد باز سؤال كرد گفتند محتمل است در جايى خوابيده تا مقدارى استراحت كند يكى از آن جماعت گفت من مىروم ببينم كجا خوابيده است بشما خبر مىدهم به اين بهانه در مراجعت تأخير مىكرد دزد چندانكه انتظار مراجعت آن شخص را كشيد ديد نيامد دزد بدگمان شد برخواست و بيرون آمد و چندانكه آن اطراف را گردش كرد اثرى از سيد نديد دانست كه او را فرار دادند دشنام زياد به آن جماعت داده و تهديد بسيارى نمود و بر اسب‌سوار گرديد و بطلب سيد با شتاب راه جنگل را پيش گرفت اتفاقا از همان راهى كه سيد رفته بود رفت تا پاى همان درخت رسيد در ميان شاخهاى او پنهان بود سيد از خلال شاخها ديد همان دزد است كه با او در راه رفيق شده بود دزد با خود گفت خوب است در اينجا مقدارى استراحت بنمايم اسب خود را بسته و پاى درخت بخواب رفت خداوند متعال چند شغال را بر او مسلط